شور

 

(انوری)

·        حالت برانگیختگی عاطفی در شخص که معمولا همراه با علاقه و کشش نسبت به چیزی است، هیجلن، شوق

دسته های عزاداران، شور خود را به نهایت رسانیدند. (شهری 415/2)

·        تشویش، اضطراب، نگرانی، اندوه

چنان فاش گردد غم و رنج و شور/ که رامش به هنگام بهرام گور (فردوسی 2516)

·        علاقه شدید، عشق

در ایجاد مدارس جدید، شوری در سر مردم هست. (مخبرالسلطنه 138)

مگر در سرت شور لیلی نماند؟/ خیالت دگر گشت و میلی نماند؟! (سعدی 108)

·        حالت وجد و هیجانی که به سالک دست می دهد

]او[ شبی سخت بی قرار شده، شورهای عظیم فرمود و از استغراق تجلیات قدسی مست گشته ... . (افلاکی 85)

سعدی شیرین سخن اینهمه شور از کجاست/ شاهد ما آیتی است این همه تفسیر او (سعدی)

 

(دهخدا)

·        وجد، هیجان، جوش، وجد و مستی، شوری در سر یا دل سالکی پدید آمدن

شوری ز دو عشق در سر ماست/ میدان دل از دو لشکر آراست (خاقانی)

شتر را  چو شور و طرب در سر است/ اگر آدمی را نباشد خر است (سعدی)

·        عشق، جنون

سوم باب عشق است و مستی و شور/ نه عشقی که بندند بر خود بزور (سعدی)

·        تشویش، مشغله، اضطراب سخت، نگرانی

دلاور به سرپنجهء گاوزور/ ز هولش به شیران درافتاده شور (اسدی)

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو