وحشت

 

(انوری)

  •         ترس بسیار

مادرم از وحشت فریادی می کشد. (بهرامی: شکوفایی 101)

  •         مونس نداشتن، تنهایی

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت/ رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم (حافظ 247)

  •         رمیدگی، دوری

باید که خویشاوندان را و دوستان نزدیک را فراموش نکنند، که چون فراموش کنند، سبب وحشت باشد. (غزالی 295/1)

 

(دهخدا)

  •         تنهایی

با تو برآمیختنم آرزوست/ وز همه کس وحشت و بیگانگی (سعدی)

  •         ترس، بیم، هراس، هول، دهشت

اندر آن تنگی ام که وحشت او/ جان و دل را گلو بیفشارد (مسعودسعد 89)

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو