سرتیزی
(انوری)
- شهامت، بی باکی معمولا از روی غرور و گستاخی
تو را زور بازروی مار نباشد و کمان کین او نتوانی کشید ... اگر چه تو از سر سرتیزی به سردندان تیز مغروری. (وراوینی 238)
(دهخدا)
- خشونت، عصبانیت، لجاجت
چندانکه قفا خوردم از او چو سندان پیشانی من سخت تر آمد در کار تا باز شدم عاقبت از سرتیزی با آن همه سرزنش (از تاریخ وصاف)
ز سرتیزی آن آهنین دل که بود/ به عیب پریرخ زبان برگشود (سعدی)
فایل های مرتبط
هیچ فایلی افزوده نشده است
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است