خجل سار
(انوری)
- شرمسار
خجل سار بودمی و از بیآبی خاک بر آسمان انداختمی. (خاقانی 48)
(دهخدا)
- شرمسار، شرم زده، خجل گونه ، خجلت زده ،خجالت کشیده
بدستار و جبه خجل سارم از تو/ در عفو بگذار چون سنگ بسته (خاقانی )
نزد رئیس چون الف کوفی آمدم/ چون دال سرفکنده خجل سار میروم (خاقانی)
خجل سارم از بس نوا و نوالش/ کنون زان نوال و نوا می گریزم (خاقانی)
فایل های مرتبط
هیچ فایلی افزوده نشده است
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است