خشمگین 


(انوری)

  • با حالت خشم، از روی خشم 

بسیار عصبانی بودم و ساکت و خشمگین به او نگاه می‌کردم.

(دهخدا)

غضبناک، آنکه پر از خشم و قهر باشد. (ناظم الاطباء)

غراشیده ،آرغده، تر،مُغضِب، خشمن، خشمین، خشمگین، تافته، آلغَدَه، ساخط، آشفته، برآشفته، غَضوب، غضبان، خشمناک، غاضب، غضبی، غضب آلود، حنیق،رحانق، مُتِغَیَّر

شود شاه ایران بما خشمگین/ ز ناپاک رایی درآید بکین (فردوسی)

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو