بی‌ حسی

 

(انوری)

  • کرختی، نداشتن نیرو، ضعف

دست و پایم از بی‌حسی می‌لرزد. (درویشیان)

 

(دهخدا)

  • عاجز از احساس کردن

کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود که علم/ بی‌خبر افتاد و عقل بی‌حس شد (حافظ)

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو