ندامت

 

(انوری)

  • پشیمانی

گریستم و در برابر اشک شرمندگی و ندامت چون نمک مقابل باران ذوب گردیدم. (شهری 212) 

خیال کردم شاید مرا از آن نیک نفسی معروف خود ببخشی, غضب نکنی, من سال‌ها زنده باشم و در آتش ندامت و خجلت خود بسوزم. (طالبوف 123)

(دهخدا)

  • پشیمانی، افسوس، تاسف

جز ندامت به قیامت نبود رهبر تو/ تات می خواره رفیق است و ربا خواره ندیم (ناصر خسرو)
چون آن دوراندیش به خانه رسید در دست خویش از آن گنج جز حسرت و ندامت ندید. (کلیله و دمنه)

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو