حسرت

 

(انوری) 

  • ناراحتی و اندوه از نبودِ چیزی بویژه احساس پشیمانی بابت از دست دادن چیزی، افسوس، دریغ

هر دم هزار عاشق مسکین بداده جان/ در حسرت جمال رخ بی‌مثال او

 

(دهخدا) 

  • دریغ، دریغ خوردن، افسوس

افسوس آن غم و حسرت جان گل/ زمادر جدا وزپدر داغ دل (فردوسی)

  • ندامت، پشیمان

سال‌ها بعد با حسرت به گذشته نگاه می‌کردم که چرا فرصت‌های طلایی را از دست دادم.

  • اندوه بر گذشته

سری داریم و آن سر هم شکسته/ به حسرت بر سر زانو نشسته (نظامی)

  • غبطه

با حسرت به زندگی همسایه نگاه  می‌کرد و آرزو می‌کرد روزی مثل او باشد.

 

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو