علاقه

 

(انوری)

  • دوستی چیزی یا کسی، دلبستگی

علاقه او به زندگی بریده شد. (هدایت 39)
کمند زلف بتی گردنم ببست به مویی/چنان کشید که زنجیر صد علاقه گسستم (یغما: گنج 217/3)

(دهخدا)

  • به دل دوست داشتن، دوست داشتن و خواهش آن نمودن، آویزش دل، دوستی

علاقه او به کتاب مثال زدنی است.

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو