اشتیاق

 

(انوری)

  •  رغبت بسیار، شوق.

اشتیاق دارم که هرچه زودتر شما را ببینم.

  •  آرزومندی.
  • کشش و مجذوب شدن عاشق به معشوق.

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق/ تا بگویم شرح درد اشتیاق (مولانا)

حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می‌نوشت/ طائر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود (حافظ)

 

(دهخدا)

  •  آرزومند چیزی شدن، میل، شوق.

با اشتیاق به پنجره خیره شده بود، گویی هر لحظه منتظر خبری بود که تمام زندگی‌اش را تغییر دهد.

  •  شیفتگی و دلبستگی به کسی.

اشتیاقش به او، چیزی فراتر از دلبستگی بود.

 

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو