غم
(انوری)
- رنج روحی ناشی از ناامیدی از دست دادن کسی یا چیزی نداشتن کسی یا چیزی یا قرار گرفتن در موقعیتی ناگوار
یا رب غم آنچه غیر تو در دل ماست/ بردار که بیحاصلی از حاصل ماست( ابوسعید ابوالخیر)
- غصه، اندوه، حزن
چه کنم دست ندارم به گریبان اجل/ تا به تن در ز غمت پیرهن جان بدرم (سعدی)
(دهخدا)
- غم حالی است نفس را، که هرگاه مردم را چیزی دربایست از دست بشود یا از آن باز ماند و بدان نرسد
یا کاری ببیند از کسی که او را ناخوش آید و آن کس را از آن باز نتواند داشت و مکافات نتواند کرد غمگین شود
امیدوارم غم آخرتان باشد به رضای خدا راضی باشید. (شهری)
- اندوهگین شدن
گر درویشی مکن تصرف در هیچ/ نه شادی کن به هیچ و نه غم خور هیچ( ابوسعید ابوالخیر)
فایل های مرتبط
هیچ فایلی افزوده نشده است
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است