تاسف

 

(انوری)

  • اندوه و افسوسی که بر اثر واقعه‌ای ناگوار یا از دست دادن چیزی ارزشمند به انسان دست می‌دهد

با تاسف فراوان خبر از دسن رفتن آثار تاریخی در آتش سوزی را شنیدیم.

 

(دهخدا)

  • اندوه خوردن

گمشده هرکه چو یوسف بود/ گم شدنش جای تاسف بود. (نظامی)

  • دریغ و درد خوردن

از دست دادن کتاب‌ها مایه تاسف است. (قاضی)

و چون خوابی نیکو که دیده آید بی‌شک دل بگشاید اما پس از بیداری به جز تحیر و تاسف نباشد. (کلیله و دمنه)

  • اندوهگین گردیدن

با تاسف به گذشته نگاه می‌کرد و از فرصتی که از دست داده بود دلش می‌سوخت.

 

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو