لذت


(انوری)

  • حالت خوشایندی که از احساس یا ادراک امری مطبوع به انسان دست می‌دهد

سفیر دانشمندان لبنان محاصره با ادبا و شعارا را بهترین لذت زندگانی خود می‌شمارند. (اقبال)

لذت انهار خمر اوست ما را بی‌حساب/ راحت ارواح لطف اوست ما را بیش از (منوچهری)

دستی روی چشم‌ها کشیدم، مثل اینکه  لمس آنها بیشتر درک می‌کنم بیشتر لذت می‌برم. (علوی)

نمی‌دانی بستنی در این هوای گرم چه لذتی دارد.

روی خوش و آواز خوش دارند هر یک لذتی/ بنگر که لذت چون بود محبوب خوش آواز را (سعدی)


(دهخدا)

  • خوشی 
    لذت علمی چو از دانا به جان تو رسد/زان سپس ناید به چشمت لذت جسمی لذیذ (ناصر خسرو)

 

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو