وجد
(انوری)
- شادی، خوشحالی بسیار، نشاط، ذوق
در وجد ناگفتنی فرو رفته بودم. (هدایت 31)
- حالت دل انگیز و گذرایی که در سالک پدید می آید و اغلب با خروش، ناله، گریه، دست افشانی، و مانند آنها همراه است و به حزن یا به فرح منتهی می شود.
گاه وجد و سماع هر یک را/ بر دوکون آستین افشان بینی (هاتف: گنج 158/3)
(دهخدا)
- · ذوق، شوق، خوشحالی، فرح
بینی آن زلف سیاه از بر آن روی چو ماه/ که به هر دیدنی از مهرش وجد آرام و حال (فرخی 213)
- حالت ذوق و شوق که صوفیان سماع پسند را می شود
گر مطرب حریفان این پارسی بخواند/ در وجد و حالت آرد پیران پارسا را (حافظ)
فایل های مرتبط
هیچ فایلی افزوده نشده است
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است