ناخوشی
(انوری)
- سختی، دشواری
به هر ناسازی ای در ساز و دل بر ناخوشی خوش کن/ که آبت زیر کاه است و کمالت زیر نقصانی (خاقانی 413)
- کدورت، دشمنی
هرگز میان شما نقار و ناخوشی و خلاف نبود؟ (خواجه عبدالله 604)
- ناخشنودی
به اندک ناخوشی استدعای جنگ با شمشیر کرد (شوشتری 258)
- پلیدی، خباثت
این همه ناخوشی که درون آدمی است، از پلیدی آن دهن ابلیس ملعون است. (احمدجام 136)
(دهخدا)
- غمگینی، ناشادمانی، سختی خشم رنج
آن را که به طبع درکش نیست/ پروای خوشی و ناخوشی نیست (نظامی)
- ناپسندی، آزردگی، ناخوشایندی، کراهت
این حس ناخوشی که درون من است نتیجه رفتارهای بچگانه توست.
- ناخوبی، بدی، زشتی، ناملایمی، ناسازگاری
کسی را که اندیشه ناخوش بود/ بدان ناخوشی رای او کش بود. (فردوسی)
- دشمنی، کدورت، رنجیدگی، عدم صمیمیت
امیر نصر قاصدان فرستاد به طلب آن مال و وی نفرستاد، میان ایشان بدین سبب ناخوشی پدید آمد (تاریخ بخارا)
فایل های مرتبط
هیچ فایلی افزوده نشده است
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است