دلزدگی
(انوری)
- حالت بیمیلی و بیزاری
دلش میخواست آن همه تنفر و انزجار و دلزدگی را یک جور حالی یکی کند و راحت شود. (گلاب درهای 101)
چشمهایش روی عنوان اولین نامه ایستاد احساس دلزدگی کرد سیگار دیگری آتش زد. (میرصادقی 71)
(دهخدا)
- حالت و چگونگی دل زده، دل زده بودن بیمیلی و بیرغبتی پس از میل و رغبتی که بوده
- سرخوردگی و سیری از چیزی
از تکرار حرفهای تکراری، چیزی جز احساس دلزدگی و خستگی براش باقی نموند.
فایل های مرتبط
هیچ فایلی افزوده نشده است
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است