(انوری)
- احساس خوشنودی و نشاط کردن، خوشحال شدن
معلوم بود که از حرفهای او شاد شده است. چون کار نیک کند وی را مدح و ستایش کند و چیزی دهد که بدان شاد شود. (بحرالفوائد)
(دهخدا)
- شادمانی، خوشحالی، ابتهاج، بشاشت، مسرت، نشاط، انبساط، فرح، بهجت
بسا که مست در این خانه بودم و شادان/ چنانکه جاه من افزون بد از امیر و بیوک کنون همانم و خانه همان و شهر همان مرا/ نگویی کز چه شده است شادی، سوگ. (رودکی)
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است