(انوری)
- سرخوشی، برانگیختگی عاطفه
جنبش جنین در شکم زن آبستن، مایه نشاط و سرمستی مادر مر گردد. (جمال زاده 83)
- خودپسندی، غرور
می دواندش ز راه سرمستی/ می زدش بر بلندی و پستی (نظامی 244)
(دهخدا)
- سرخوشی
ملک زاده در آن ده خانه ای خواست/ ز سرمستی در او مجلس بیاراست (نظامی)
- غرور، تکبر
پس از آن پیروزی کوچک، با چهره ای از سرمستی به حریف شکست خورده اش نگاه کرد.
سرمستی و غرور او پس از دریافت جایزه، باعث شد همه دوستانش را از دست بدهد.
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است