دلهره

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

افزودن به علاقه مندی

 

(انوری)

  • اضطراب و نگرانی

زندگی در تهران، در میان آن همه آشوب و دلهره‌ی بعد از جنگ جهانی آسان نبود. (زرین‌کوب)

نه دلواپسی شکم را داشتم، نه دلهره‌ی جامکان را. (آل احمد)

 

(دهخدا)

  • فرو ریختن دل از ناگهان،  در اصطلاح عوام قسمی ضربان قلب که از یاد آمدن امری خطیر پدید شود، اضطراب و ترس که حرکات قلبی را تندتر کند

وقتی منتظر بودم تا نامم برای مصاحبه خوانده شود دلهره‌ام آنقدر شدید بود که احساس می‌کردم قلبم از سینه‌ام بیرون می‌زند.

  •  شور زدن دل، تشویش

این حوض و این بچه‌ها مایه دلهره شبانه روزی من شده‌اند. این پله‌های یخ زده مایه دلهره است ؛

 یعنی قلب آدمی هر بار که کسی خاصه طفلی از آن بالا و پایین می‌رود به تپش می‌آید.

(یادداشت‌های مرحوم دهخدا)

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو