(انوری)
- حالت ناخوشایند همراه با احساس حقارت که بر اثر آگاهی از زشتی عمل، داشتن کمبود یا عیب، سرزنش دیگران، یا در خطر بودن آبرو در شخص ایجاد میشود،
- شرمساری، شرمندگی
این کارهای تو باعث خجالت است.
صبح تابان را دست از صباحت او بر دل و سرو خرامان را پای از خجالت او در گل. ( سعدی)
(دهخدا)
- مؤلف لغتنامه دهخدا آرد: اين کلمه گويا در عربی نيامده است و در عربی بجای آن خجل بفتح خاء و فتح جيم است ليکن در نظم و نثر فارسی بسيار شايع است.
- شرم، شرمساری، شرمندگی
- سرگشتگی، حيا (از غياث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء)
ندیدم از خجالت خویش را تا چشم واکردم/ درین دریا حبابم طرفه وضعی شرمگین دارد (بیدل دهلوی)
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است