(انوری)
- حالت ذهنی کسی که درباره چیزی تردید ندارد، یقین
از روی ایمان و اطمینان جواب آری و یا نه بدهند. (جمالزاده)
- حالت ذهنی کسی که به کسی یا چیزی اعتماد دارد،اعتماد
برای اطمینان چیزی به عنوان ودیعه نگه دارید.
اطمینان من به شما بیهوده نبود.
(دهخدا)
- اطمینان به چیزی،آرامیدن و قرار گرفتن بدان
- سکون و آرامی
- قرار گرفتن
- آسایش، آرامش، استراحت، تسکین، آسودگی، خوشنودی، امنیت خاطرجمعی، اعتماد، عدمتشویش
اطمینان خاطر، یقین داشتن، آرامش دل، نگرانی نداشتن
با اون حرف، یه حس اطمینان توی دلم نشست.
نه عجلهای بود، نه اضطرابی—فقط اطمینان و قرار.
حساس میکردم همهچیز در جای درستشه؛ یه اطمینان بیکلام.
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است