(انوری)
- گمان بد در تمورد دیگران داشتن، سوء ظن
این بدگمانی تو من را از خودم دل زده تر می کند. (میر صادقی 131)
- بداندیشی، بدخواهی، دشمنی
چو رستم به گفتار او بنگرید/ ز دل بدگمانیش کوتاه دید. (فردوسی 386)
(دهخدا)
- سوء ظن، بدخیالی
گفت ... آنچه صواب است بباید نبشت چنانکه هیچ بدگمانی نماند. (تاریخ بیهقی)
- بداندیشی، بدخواهی
که پیران سالار از آن شهر بود/ که از بدگمانیش بی بهر بود. (فردوسی)
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است