وجد

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

افزودن به علاقه مندی

 

(انوری)

  •         شادی، خوشحالی بسیار، نشاط، ذوق

در وجد ناگفتنی فرو رفته بودم. (هدایت 31)

  •         حالت دل انگیز و گذرایی که در سالک پدید می آید و اغلب با خروش، ناله، گریه، دست افشانی، و مانند آنها همراه است و به حزن یا به فرح منتهی می شود.

گاه وجد و سماع هر یک را/ بر دوکون آستین افشان بینی (هاتف: گنج 158/3)

 

(دهخدا)

  •  ·       ذوق، شوق، خوشحالی، فرح

بینی آن زلف سیاه از بر آن روی چو ماه/ که به هر دیدنی از مهرش وجد آرام و حال (فرخی 213)

  •         حالت ذوق و شوق که صوفیان سماع پسند را می شود

گر مطرب حریفان این پارسی بخواند/ در وجد و حالت آرد پیران پارسا را (حافظ)

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو