نفرت

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

افزودن به علاقه مندی

 

(انوری)

  • بیزاری و بد آمدن و کراهت داشتن از کسی یا چیزی 

رئیس یک دم از خواندن دست کشید و به این حرکت او با تعجب و نفرت نگریست. (آل احمد 159)

اگر تا این غایت، نواختی به واجبی از مجلس ما به حاجب نرسیده است، اکنون پیوسته بخواهد بود تا همه نفرت‌ها و بدگمانی‌ها... زائل گردد.
(بیهقی 421)

 

(دهخدا)

  • رمیدگی نوعی رمیدگی از چیزی، بیزاری، اشمئزاز، ناخواهانی

چندان که دانا را از نادان نفرت است نادان را از دانا وحشت است. (گلستان سعدی) 

  • کراهت، تنفر، عدم، میل 

بدان نامه بیارامید و همه نفرت زائل گشت. (تاریخ بیهقی)

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو