(انوری)
- بیزاری و بد آمدن و کراهت داشتن از کسی یا چیزی
رئیس یک دم از خواندن دست کشید و به این حرکت او با تعجب و نفرت نگریست. (آل احمد 159)
اگر تا این غایت، نواختی به واجبی از مجلس ما به حاجب نرسیده است، اکنون پیوسته بخواهد بود تا همه نفرتها و بدگمانیها... زائل گردد.
(بیهقی 421)
(دهخدا)
- رمیدگی نوعی رمیدگی از چیزی، بیزاری، اشمئزاز، ناخواهانی
چندان که دانا را از نادان نفرت است نادان را از دانا وحشت است. (گلستان سعدی)
- کراهت، تنفر، عدم، میل
بدان نامه بیارامید و همه نفرت زائل گشت. (تاریخ بیهقی)
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است