(انوری)
· شرمسار بودن، خجالت زدگی، شرمندگی
هر عادتی را که خود داشتند، نشانه وحشی گری و مایه شرمساری پنداشتند. (خانلری 304)
ز شغلی کز او شرمساری رسد/ به صاحب عمل رنج و خواری رسد (نظامی 162)
(دهخدا)
· خجالت، شرمندگی، سرافکندگی
شب از شرمساری و فکرت نخفت/ سحرگه پرستاری از خیمه گفت (بوستان سعدی)
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است