(انوری)
· آشفتگی، پریشانی
مردم از آن فلاکت و نکبت و شوریدگی بیرون آمده ]اند.[ (شهری)
· دیوانگی
شوریدگی آغاز نهادند و به زبان حال به گوش هوش عقل خردمند این پرده نیوشیدن گرفتند. (شوشتری 161)
(دهخدا)
· حالت و چگونگی شوریده، اضطراب، پریشانی، آشفتگی، بی آرامی، تشویش، تشوش
شوریدگی فکری او به حدی بود که نمی توانست روی یک موضوع خاص تمرکز کند.
چشم هایش حالتی از شوریدگی و سردرگمی داشت
· عشق، محبت، عشق تا سر حد جنون، شیفتگی، شوریدگی از عشق که به دیوانگی ماند
با نگاهی پر از شوریدگی به چشمانش خیره شد و گفت: دل دیوانه ام بی تو طاقت نمی آورد.
غزلیات حافظ، سرشار از شوریدگی عارفانه و عشق بی قرارانه به معشوق ازلی است.
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است