درماندگی

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

افزودن به علاقه مندی


(انوری)

  • عجز و ناتوانی از یافتن چاره، بیچارگی 

آن‌ها برای درماندگی و پیری خود می‌گریستند. (اسلامی ندوشن 124)

جواد با افسردگی تمام حکایت از بیچارگی و درماندگیش می‌نمود. (مشفق کاظمی 12)

دوست آن دانم که گیرد دست دوست/ در پریشان حالی و درماندگی (سعدی 71)

(دهخدا)

  • بیچارگی، لاعلاجی، واماندگی، اضطرار، عجز 

روز درماندگی به سیم دغل/ بدو گفتم ای یار پاکیزه خویی/ چه درماندگی پیشت آمد بگوی (سعدی)

بیچارگیم به چیز نگرفتی/ درماندگیم به هیچ نشمردی (سعدی)

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو