(انوری)
- خجالت
پسر از خجلت و سرافکندگی جرات نمیکرد پدرش را ببیند. (مینوی 216)
پیش رفتار تو پا بر نگرفت از خجلت/ سرو سرکش که به ناز از قد و قامت برخاست (حافظ 17)
(دهخدا)
- شرمندگی، شرمساری، انفعال، شرم، آزرم، سرافکندگی، سرشکستگی
مردم ... مطیع و منقاد وی باشند و خجلت را بخویشتن راه ندهند. (تاریخ بیهقی )
تا خجلتم بسان شفق سرخ روی ساخت/ شکرم چو آفتاب زبان صدهزار کرد (خاقانی)
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است