(انوری)
- وضع و حالت تنها تنها بودن، بدون همنشین یا همراه بودن
شانس آوردم که دختر آقا هست وگرنه از تنهایی دیوانه میشدم (گلاب درهای 254)
- گوشه نشینی، عزلت
مادر تنهایی و انزوا به سر میبریم. (هدایت137)
دوش در صحرای خلوت گوی تنهایی زدم/خیمه بر بالای منظوران بالایی زدم( سعدی 792)
(دهخدا)
- خلوت، کناره جویی، اعتزال، عزلت گزینی، گوشه نشینی
برگزیدم به خانه تنهایی از همه کس درم ببستم چست (شهید بلخی)
همجالس بد بودی تو و رفته بهی/ تنهایی به بسی ز هم جالس بد ( قابوس نامه از امثال الحکم دهخدا جلد 1 صفحه 554)
تنهایی _ عباس کیارستمی
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است