(انوری)
- غضب، عصبانیت
از فرط خشم بر آن بود که چاک دهانش را باز کند. (قاضی 190)
(دهخدا)
- غیظ، قهر، سَخَط، غضب
صورت خشمت ار ز هیبت خویش/ ذره ای را بخاک بنماید/ خاک دریا شود بسوزد آب/ بفسرد آفتاب و بشجاید (دقیقی)
نهاده بکوت و ببهرام خشم/ دو دیده پر از آب و دل پر ز خشم (فردوسی)
چون خشم افشین بر من فتاد سخت از جای بشد وزرد و سرخ شد. (تاریخ بیهقی )
خشم را در دل مدارایرا که خشم/ زیر دامن در بلا دارد زمین (ناصرخسرو)
خشم و شهوت مرد را احول کند/ ز استقامت روح را مبدل کند (مولوی)
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است